مولانا - تاریخ: 1397/4/23 ساعت: 21:36
بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شودداغ تو دارد این دلم جای د&#171
خدایا - تاریخ: 1397/4/23 ساعت: 21:36
خدایا خسته ام  تمومش کن این بازی رو  ۳ به ۰ به نفع شما  میگن اون
فرامرز عرب عامری - تاریخ: 1396/10/18 ساعت: 3:35
رفتنت آغاز ویرانی است، حرفش را نزن ابتدای یك پریشانی است، حرفش را نزن گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو چشمهایم بی تو بارانی است ، حرفش را نزن آرزو كردی كه دیگر بر نگردم پیش تو راه من، با این كه طولانی است، حرفش را نزن عهد بستی با نگاه خسته ای محرم شوی گر نگاه خسته ی ما نیست ، حرفش را نزن خورده ای...
سهراب سپهری - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 10:42
نیست رنگی که بگوید با مناندکی صبر ، سحر نزدیک است: هر دم این بانگ برآرم از دل: وای، این شب چقدر تاریک است! خنده ای کو که به دل انگیزم؟ قطره ای کو که به دریا ریزم؟ صخره ای کو که بدان آویزم؟
محمد علی بهمنی - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 10:42
ماجرای من و تو، باور باورها نیستماجرایی است که در حافظه ی دنیا نیست نه دروغیم نه رویا نه خیالیم نه وهم ذات عشقیم که در آینه ها پیدا نیست تو گمی درمن و من درتو گمم - باورکن جز در این شعر نشان و اثری از ما نیست شب که آرام تر از پلک تو را می بندم بادلم طاقت دیدار تو - تافردا نیست من و تو ساحل و دریای ه...
علیرضا بدیع - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 10:42
غیر شیدایی مرا داغی به پیشانی نبودمن که پیشانی نوشتم جز پریشانی نبود همدمی ما بین آدم ها اگر می یافتمآه من در سینه ام یک عمر زندانی نبود دوستان رو به رو و دشمنان پشت سرهرچه بود آیین این مردم مسلمانی نبود خار چشم این و آن گردیدن از گردن کشی ستدسترنج کاج ها غیر از پشیمانی نبود چشم کافرکیش را با وحدت ا...
قیصر امین پور - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 10:42
حرفهــــا دارم اما ... بزنم یا نزنم؟با توام، با تو ،خدا را! بزنم یا نزنم؟همه ی حرف دلم با تو همین است که دوستچــــه کنــم؟ حـرف دلــــــم را بزنــــم یا نزنــم؟عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنمزیــــر قول دلــــــم آیا بزنــم یا نزنــم؟گفته بودم کـه به دریا نزنم دل اماکو دلی تا که به دریا بزنم یا نز...
پاییز - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 10:42
پاییز میرسد که مرا مبتلا کندبا رنگهای تازه مرا آشنا کند پاییز میرسد که همانند سال پیش خود را دوباره در دل قالیچه جا کند او میرسد که از پس نه ماه انتظار راز درخت باغچه را برملا کند او قول داده است که امسال از سفر اندوههای تازه بیارد، خدا کند او میرسد که باز هم عاشق کند مرا او قول داده است به قولش وفا...
فریدون مشیری - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 10:42
گفت دانایی که: گرگی خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر! لاجرم جاری است پیکاری سترگ روز و شب، مابین این انسان و گرگ زور بازو چاره ی این گرگ نیست صاحب اندیشه داند چاره چیست ای بسا انسان رنجور پریش سخت پیچیده گلوی گرگ خویش وی بسا زور آفرین مرد دلیر هست در چنگال گرگ خود اسیر هر که گرگش را در اندازد به خاک...
استاد فاضل نظری - تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 11:15
این رقص موج زلف خروشندهء تو نیستاین سیب سرخ ساختگی، خندهء تو نیستای حُسنت از تکلّف آرایه بی نیازاغراق صنعتی است که زیبندهء تو نیست در فکر دلبری ز من بینوا مباشصیدی چنین حقیر، برازندهء تو نیست شبهای مه گرفته مرداب بخت منای ماه! جای رقص درخشندهء
علی سلیمانی - تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 11:15
تو را آن گونه میخواهم که باغی باغبانش را شبیه مادر پیری که میبوسد جوانش راتو را در یک شب بارانی غمگین سرودم که نمیدانم زمانش را، نمییابم مکانش را من آن سرباز دلتنگم، که با تردید در میدان برای هیچ و پوچ از دست خواهد داد جانش را پریشانم شبیه پادشاه
حضرت حافظ - تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 11:15
ای پادشه خــــوبان داد از غــم تنهاییدل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی دایـــم گـــل این بستان شـــاداب نمــــیمــاند دریـــــــاب ضعیـفـــان را در وقــــت تــــوانـایــــی…
حامد عسکری - تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 11:15
بوسه نه خنده ی گرم ازدهنت کافی بوداین همه عطر چرا؟ پیرهنت کافی بود دانه و دام چرا مرغک پرسوخته را؟ قفس زلف شکن در شکنت کافی بود میشد این باغ خزاندیده بهاری باشد یک گل صورتی دشت تنت کافی بود لطف کردی به خدا در غزلم آمده ای از همان دور مژه همزدنت ک